تبليغاتX
شهدای روستای وفس

شهید سیدمهدی سجادینام پدر: سیدمحمد                                   محل ولادت: تهران

 

تاریخ ولادت: 1348                                 تاریخ شهادت: 23/3/1367

 

محل شهادت: کربلای 5                      محل دفن: تهران

 

 

 

زندگینامه

شهید سیدمهدی سجادی فرزند سیدمحمد به سال 1348 در تهران دیده به جهان گشود و همانجا پس از رشد و پرورش در دامان خانواده‌ی محترمش تحصیلات خود را شروع کرد و تا سال چهارم دبیرستان ادامه داد. پس از آن برای ادامه دادن راه برادر شهیدش ابوالقاسم، جبهه را برگزید و همرزم مردان خدایی شد. در طول مدتی که در جبهه حضور داشت یک بار از ناحیه پا مجروح شد که منجر به قطع پایش شد و این خود انگیزه شهید را برای جهاد در جبهه نور بیشتر کرد و با این وضعیت مجددا به جبهه رفت و پس از یک سال مبارزه جوانمردانه در بیست و سوم خرداد 1367 و در عملیات کربلای 5 به افتخار شهادت نائل آمد.

پیکر مطهر او طی مراسمی تا به بهشت زهرای تهران تشییع شد و در کنار برادر شهیدش آرام گرفت.

از شهید سجادی عکسی به یادگار مانده که پشت آن به خط او مزین است. عکس در جبهه در موقعیت شهید چمران در بانه کردستان می‌باشد.«امید است همانند ظاهر، باطنمان هم آراسته باشد»

 

از وصیت‌نامه شهید

شکر می‌گویم خدای بی‌همتا را که خانواده ما را برای بار دوم لایق دانست که لااقل از ما کالایی خریداری کرد و با ما معامله کرد و سعادت دوباره نصیب این خانواده باشد.

خون هر شهید روشنی بخش راه ماست. پس از مرگ(شهادت) آن‌ها هیچ غم و اندوهی به دل راه ندهید و خدا را برای اینکه این معامله پرشور را با شما تماشا کرده و رحمت را شامل شما نموده، شکر کنید.

+ نوشته شده توسط مهدی در بیست و سوم خرداد 1386 و ساعت 10:42 |

شهید حسین خان‌احمدی نام پدر: عبدالصمد                                    محل ولادت: وفس

 

تاریخ ولادت: 1343                               تاریخ شهادت: 19/3/1361

 

محل شهادت: گیلان‌غرب                           محل دفن: قم

 

زندگینامه

شهید حسین خان‌احمدی فرزند عبدالصمد به سال 1343 در وفس دیده به جهان گشود. دوران کودکی خود را در دامان خانواده سپری کرد و با شروع دوران تحصیلی به قم مهاجرت کردند. تحصیلات خود را تا سوم متوسطه در دبیرستان خدیوی ادامه داد. پس از آن با پوشیدن لباس سبز بسیجی به خیل مردان خدایی پیوست و بنابر وظیفه شرعی خود به ندای رهبر کبیر انقلاب لبیک گفت. مدتی را در اهواز به فعالیت می‌پردازد ولی با اصرار خانواده به قم برگشت. در قم فعالیت‌های مذهبی و انقلابی خود را به یاد جبهه ادامه داد. شور و اشتیاق جبهه و روحیه شهادت طلبی او را آرام نمی‌گذاشت و این باعث شد که مجددا به جبهه حق علیه باطل برود. شهید خان‌احمدی در جبهه گیلان‌غرب همرزم مردان جبهه شد و سرانجام در نوزدهمین روز از خرداد 1361 در اثر اصابت ترکش خمپاره به این بزرگوار، با معبود خویش ملاقات کرد. پیکر مطهر او پس از تشییع در گلزار شهدای علی‌بن‌جعفر قم به خاک سپرده شد.

در حال حاضر دو کوچه در قم به نام این شهید بزرگوار مزین است.

 

از وصیت‌نامه شهید

مادرجان! ما دیر و زود رفتنی هستیم. ولی خوشا به حال کسی که در راه قرآن و اسلام و میهن اسلامیش در راه خدا شهید می‌شود. همانطوری که قرآن می‌فرماید:«و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل‌الله امواتا بل احیاءُ عند ربهم یرزقون».

+ نوشته شده توسط مهدی در نوزدهم خرداد 1386 و ساعت 12:45 |

شهید حاج محمدابراهیم باریکلونام پدر: محمدتقی                                   محل ولادت: وفس

 

تاریخ ولادت: 1305                                تاریخ شهادت: 15/3/1365

 

محل شهادت: بانه کردستان                       محل دفن: قم

 

زندگینامه

شهید محمدابراهیم باریکلو فرزند محمدتقی به سال 1305 در روستای وفس متولد شد. از آنجا که آن زمان امکانات تحصیلی در وفس فراهم نبود، این شهید بزرگوار به همراه پدر گرامی‌اش به کارهای کشاورزی و دامداری و باغداری پرداخت. او با توجه به روحیه‌ی بسیار عالی که داشت، در دوران طاغوت به طور آشکار و پنهان به مبارزه با رژیم پرداخت که بارها توسط پاسگاه مستقر در وفس مورد بازجویی قرار گرفت. در یکی از روزهای سرد ستم‌شاهی به مناسبت تولد یکی از فرزندان شاه معدوم اخطار داده شده بود که همه بر دیوار بام خانه خود فرش بیندازند که از طرف این شهید از این کار ممانعت به عمل آمد. در راهپیمایی‌های 1357 بارها مورد بازجویی پاسگاه وفس قرار گرفت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، از حامیان انقلاب بود که به مناسبت دهه فجر بارها جشن‌هایی برگزار نمود.

در سال 1359 به قم مهاجرت کرد و در زمستان سال 1360 فرزند عزیزش علیرضا در منطقه بستان به اسارت نیروهای بعث درآمد که برای شهید این مسئله ناگوار بود. در پی همین اتفاق بود که برای اامه داده راه شهدای جنگ تحمیلی، در سال‌های 61 تا 1363 بارها به جبهه‌های حق علیه باطل اعزام شد. محل خدمت شهید در طول این مدت سردشت، فکه و بانه بود.

پس از مدتی برای چهارمین بار به جبهه اعزام شد. روز پانزدهم خرداد 1363، در حالیکه تعدادی از گروهکی‌ها را برای راهپیمایی روز 15 خرداد مشایعت می‌کرد و مواظب آن‌ها بود، در حمله‌ای که همزمان توسط نیروهای بعث و منافقین صورت گرفت، در کمال غربت و با زبان روزه ره مقام رفیع شهادت نائل آمد و به دیدار معبود خود شتافت.

اکنون پیکر مطهر او در گلزار شهدای علی‌بن‌جعفر قم در قطعه 5 شماره 532 چراغ روشن فرزندان و بازماندگانش است. پس از اسارت علیرضا، فردی با حالت دلسوزانه به شهید گفته بود:«پسرت اسیر شد، خیلی دلم سوخت»، شهید به وی گفت:«من ایرانیم، آرمانم شهادت است بروید برای خودتان دل بسوزانید».

 

گزیده‌ای از وصیت‌نامه شهید

من به سوی خدا حرکت می‌کنم. اگر شهید شدم ناراحت نباشید. صبر از خدا داشته باشید. گرچه خون من در برابر خون حسینی‌‌ها، بهشتی‌ها و رجایی‌ها ناقابل است ولی خون تمام شهیدان جمع می‌شود و سیلی روی زمین جاری می‌گردد.

اگر شهید شدم جنازه‌ام را به بچه‌هایم نشان دهید تا بدانند پدرشان در راه حق مثل حبیب‌بن مظاهر در راه حسین شهید شده است.

+ نوشته شده توسط مهدی در پانزدهم خرداد 1386 و ساعت 12:44 |

شهید علیرضا زبیرم(زمزم)نام پدر: غلامرضا                                      محل ولادت: تهران

 

تاریخ ولادت: 1346                            تاریخ شهادت: 4/3/1365

 

محل شهادت: شلمچه                              محل دفن: مفقودالاثر

 

 

 

زندگینامه

به سال 1346 علیرضا زبیرم(زمزم) فرزند غلامرضا در خانواده‌ای انقلابی در جنوب تهران به دنیا آمد. او در همانجا با رسیدن به دوران تحصیل، به مدرسه رفت و با توجه به استعداد درخشانی که داشت، تحصیلات خود را تا دیپلم ادامه داد. پس از اخذ دیپلم، در رشته مدیریت دانشگاه شیراز قبول شد. مدتی از تحصیل او در دانشگاه گذشت که دست به بهترین انتخاب زد و برای رفتن به جبهه نور داوطلب شد. پس از آموزش‌های مقدماتی در منطقه عملیاتی به عنوان مسئول درسته ‌و آرپی‌جی زن به فعالیت پرداخت. چهل و چهار ماه از عمر با برکت خود را در مناطق عملیاتی گذراند و با همرزمان خود بارها به قلب تیره دشمن هجوم برد. شهید زبیرم در چهارمین روز خرداد 1367 به آسمان عروج کرد و نشانی از خود بر جای نگذاشت. هنوز آسمان شلمچه خاطرات زیادی از این شهید بزرگوار به یاد دارد، وی در متن وصیت‌نامه خود یادی از شهدای مفقود می‌کند که آنان چون حضرت زهرا مفقودالاثر می‌باشند و این شهید گرامی با توجه به علاقه و محبتی که به قبر ناپیدای زهرا(علیهاالسلام) داشته است پس از به لقاء‌الله پیوستن جسدش پیدا نمی‌شود و جزء شهدای بی‌مزار و گمنام است.

 

قسمتی از وصیت‌نامه شهید

دعا کنید مهدی زهرا(علیها السلام) هر چه زودتر ظهور کند و دعا کنید که خداوند به خانواده اسرا، شهدا و مجروحین صبر عنایت فرماید.

خدایا! تو آگاهی که من برای جذب منفعت و دفع شرّم اراده ندارم، پس مرا به حال خود مگذار.

ای امت شهید پرور! مبادا فقط به فکر خود باشید و فقرا را از یاد ببرید. مبادا به فکر بچه‌های خود باشید و به فکر یتیمان بخصوص شهدا نباشید. مبادا مجروحین و معلولین را ملاقات نکنید.

سعی کنید به دعای توسل و دعای کمیل بروید که هر چه داریم از این دعاست. دعا کنید که مهدی زهرا(علیها السلام) هر چه زودتر ظهور کند.

+ نوشته شده توسط مهدی در چهارم خرداد 1386 و ساعت 12:55 |

شهید علی طاهرینام پدر: قیه‌حسن                                                محل ولادت: تهران

 

تاریخ ولادت: ۱۳۴۵                                              تاریخ شهادت: 3/3/1365

 

محل شهادت: حاج عمران                                   محل دفن: تهران

 

زندگینامه

با آغاز سال 1345 و در لحظاتی که سال جدید شروع می‌شد علی طاهری فرزند قیه‌حسن به دنیا آمد و امید و نشاط را به خانواده خود هدیه کرد. تولد او در تهران و در خانواده مذهبی صورت گرفت. او پس از گذراندن دوران کودکی، تحصیلات خود را در مدرسه ابتدایی شهید دستغیب آغاز کرد. در سال 1365 که مخالفت‌های مردمی با نظام ستمشاهی هر روز با تظاهرات مختلف شکل می‌گرفت، شهید علی طاهری نیز در این تظاهرات شرکت می‌کرد و پابه‌پای انقلابیون همراه بود. علی پس از اتمام تحصیلات ابتدایی، جهت کمک به خانواده شغل آهنگری را برگزید و با پشتکار فراوان و روحیه‌ای خستگی‌ناپذیر این شغل را ادامه داد. آیه شریفه «و بالوالدین احسانا» سرلوحه زندگی او بود. در سال 1364 به خدمت مقدس سربازی رفت و در جبهه‌های حق علیه باطل در خدمت ارتش جمهوری اسلامی ایران بود. او پس از هفت ماه تلاش مقدس در سومین روز آخرین ماه بهار سال 65 در حاج عمران شربت شهادت نوشید.

 

پیکر مطهر این شهید بزرگوار در قطعه 53 شماره 25 بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.

+ نوشته شده توسط مهدی در سوم خرداد 1386 و ساعت 10:36 |